تاثیر رفتار والدین بر نوزاد
تاثیر رفتار والدین بر نوزاد

جمله‌ی معروفی است که می گوید:” کودکان ما آنطور می شوند که ما هستیم، نه آنطور که ما می خواهیم.” این جمله نشانگر این موضوع است که به صرف آموزش و تعالیمی که ما به کودک می دهیم، شخصیت کودک آنگونه نمی شود. بلکه مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت کودک، خود والدین و رفتارهایی که آنها انجام می دهند، هستند. در واقع تاثیر رفتار والدین بر نوزاد بیش از آن چیزی است که ما گمان می کنیم.

والدین برای اینکه بتوانند به کودکشان کمک کنند تا شخصیت کاملی پیدا کند، ابتدا باید بر روی اعمال و رفتار خود تمرکز کنند. با یاد گرفتن واکنش های صحیح و مراقبت کردن از رفتار خود، کودک به طور خودکار در مسیر رشد شخصیتی قرار می گیرد. احترام گذاشتن به دیگران، نوع حرف زدن، استفاده از کلمات خوب و بد، میزان توجه به مسائل مختلف و تمامی رفتار‌های والدین خود نوعی کلاس آموزشی برای تربیت فرزند است.

جایگاه پدر در تربیت فرزند

نقش و جایگاه پدر در تربیت فرزند

کودک در مسیر رشد خود از رفتار و افکار افراد زیادی که در اطراف خود می بیند، اثر می پذیرد و به نوعی همه‌ی افراد در تربیت او سهیم هستند. اما نقش اساسی و بنیادین در تربیت کودک متعلق به پدر و مادر است. فرزندان به صورت آگاهانه و نا آگاهانه ویژگی و صفات زیادی را از پدر خود به ارث می برند. رفتار پدر برای کودک خردسال همه چیز است. درس اخلاق است، درس تربیت است، درس سازندگی و یا حتی ویرانگری است. کودک در سنین کم صفات مختلفی مثل محبت، شهامت، عزت نفس، صداقت، پشتکار و سایر صفات خوب و یا بالعکس آن را از پدر خود یاد می گیرد.

از نظر روانشناسان تربیتی تاثیر رفتار والدین بر نوزاد به حدی مهم است که می گویند:” تو اول کودک خود را به من نشان بده، تا بگویم تو که هستی.”

 

نقش و جایگاه مادر در تربیت فرزند

نقش و جایگاه مادر در تربیت کودک

از سوی دیگر کودک بیشتر وقت خود را در خانه کنار مادر می گذراند.در تمامی فرهنگ ها، مادران نقشی بسیار پر رنگی در پرورش کودکان دارند. مادران از نظر عاطفی تاثیر به سزایی بر روی کودک خود خواهند داشت. مثلا اگر مادری دچار ترس باشد، نمی تواند فرزند شجاعی بپروراند. نقش مادر به قدری پر اهمیت است که می تواند با یاد دهی اصول کلی و آموزش به کودک، شاکله‌ی اصلی شخیت کودک را بسازد.

در یک شرایط مطلوب، مادر نقش مربی و تربیت کننده‌ی اصلی را بر عهده دارد و پدر نیز به عنوان همراه، در کنار همسر خود آموزش های لازم را به کودک می دهد.

هماهنگی والدین در تربیت فرزند

پدر و مادر هر کدام به تنهایی نقش بسیار مهم و اساسی در تربیت کودک دارند. اما علاوه بر نقش هر کدام به صورت فردی، باید با مشورت هم، با مطالعه و کمک گرفتن از مشاور، راه و اصول کلی تربیتی خود را مشخص کنند. والدینی که هر کدام اصول متفاوتی را در تربیت کودک اجرا می کنند، باعث ایجاد حس دوگانگی و گیجی در کودک خود می شوند.

لازم است والدین ابتدا به نقطه نظر مشترکی در این باره برسند، سپس اقدام به فرزندآوری کنند. هماهنگی والدین در تربیت کودک از بزرگترین عوامل آرامش کودک است. اگر کودک متوجه اختلاف نظرات در خانه بشود و بفهمد یکدستی و یکپارچگی در خانه نیست و با اصول تربیتی چند نفر رشد کند، به این نتیجه می رسد که درست و غلطی وجود ندارد و مجاز به انجام هرکاری خواهد بود.

گفته شده :” اگر می خواهید نقاط ضعف و قوت ارتباط درون خانواده ای خود را بیابید، به بازی و نقاشی کودکتان توجه کنید.” چرا که زمانی که کودکان تنها باشند و یا سرگرم بازی می شوند، ادای زندگانی والدین خود را در می آورند. همچنین احساسات پنهان کودک در نقاشی هایشان بروز پیدا می کند. پس یک راهکار خوب برای پیدا کردن نقص‌هایی که ممکن است داشته باشیم، توجه به بازی و نقاشی کودک است.

 

تاثیر دعوای والدین بر کودک

تاثیر دعوا و مشاجره ی والدین بر کودک

اختلاف نظر و مشاجره امری طبیعی و جدا نشدنی در زندگی مشترک همه‌ی افراد است. بیشتر والدین نیز به این مسئله که دعوا کردن جلوی فرزندان نادرست است، واقف اند. اما در لحظات حساس که آشفته اند و از مسئله‌ای ناراحت اند، به این اصل مهم توجه نمی کنند و در حضور کودکان به مشاجره می پردازند.

بر اساس تحقیقات، حتی یک کودک 6 ماهه نیز می تواند تحت تاثیر مشاجرات سخت والدین قرار بگیرد. مطالعات دیگری نشان می دهد تاثیر رفتار والدین تنها بر نوزاد یا کودک خرد سال نیست، بلکه حتی تا 19 سالگی و اوایل بزرگسالی نیز دعوای والدین بر روان آنان تاثیر گذار است.

نزاع و دعوای بین والدین، بر روی روان فرزند تاثیر نامطلوبی خواهد گذاشت و آرامش و امنیت روانی او را سلب می کند. شدت و تداوم اختلافات و نزاع‌های والدین، موجب اضطراب و نا آرامی و صدمه به احساسات کودک می شود. همچنین نزاع‌های مادر و پدر بر روی روابط کودک با والدین خود نیز اثر گذار هستند.

یک مطالعه در سال 2013 در Child Development منتشر شد. بر اساس آن زندگی در خانه ای که والدین دچار نزاع‌های زیادی هستند، عملکرد شناختی کودک را مختل می کند. بر این اساس محققان دریافتند زمانی که والدین غالبا در حال مشاجره اند، بچه ها در تنظیم توجه و عواطف خود مشکل بیشتری خواهند داشت. در این بین توانایی آن ها در حل سریع مشکلات و مشاهده‌ی سریع الگو ها در اطلاعات نیز به خطر افتاد.

همچنین مطالعات دیگری نشان داده که زندگی در چنین خانواده‌ای احتمال ترک تحصیل و یا گرفتن نمرات و نتایج ضعیف را تقویت می کند.

فرزند پروری صحیح

فرزند پروری صحیح

چگونه می توانیم والدین خوبی برای فرزندانمان باشیم؟ فرزندان ما چه انتظاراتی از ما دارند؟ چگونه به رشد شخصیتی کودکمان کمک کنیم؟

حمایت کردن از کودک

به طور کلی اولین خواسته‌ی کودکان از ما حمایت است. والدین باید بتوانند با روشی دوستانه با کودکشان ارتباط برقرار کنند. بچه ها از روش‌های مستبدانه و دیکتاتوری به شدت بیزار و فراری هستند. والدین باید در مشکلات و خوشی های کودک با رفتاری دوستانه با کودک ارتباط بگیرند، تا کودک نیز در شرایط مختلف، پدر و مادر خود را یک تکیه‌گاه امن ببینید و مشکلاتش را با آنان در میان بگذارد.

احترام گفتاری

خوب صحبت کردن و خوبی ها را گفتن نکته‌ای مهم در تربیت کودکان است. صحبت کردن با لحنی مودبانه و احترام آمیز ناظر به خوب گفتن و داشتن محتوایی ارزشمند، علمی و آموزنده ناظر به خوبی ها را گفتن است. رعایت این نکته‌ی مهم، موجب رشد شخصیت و ادب کودک می شود و او را فردی قدر شناس و محترم می کند.

دادن قدرت تصمیم گیری

کار دیگری که والدین باید انجام بدهند دادن قدرت تصمیم گیری به فرزند است. باید شرایط را طوری فراهم کنید که فرزندتان در شرایط مختلف بتواند تصمیم‌های درست و عقلانی برای مسیرهای پیش رویش بگیرد. به سلیقه و علایق کودکتان احترام بگذارید. اصلا سعی نکنید خواسته‌های خود را به او تحمیل کنید.

ابراز عشق و محبت

مسئله دیگری که اهمیت زیادی در زندگی و آینده‌ی کودک دارد، ابراز عشق و محبت والدین نسبت به کودک است. اگر کودکی عشق و علاقه‌ی کافی از خانواده‌ی خود دریافت نکند، عزت نفسش آسیب می بیند و در دوست داشتن خود نیز دچار مشکل می شود. این طرز فکر در آینده‎‌ی کودک بسیار مهم است. به طوری که کودک ظاهر و قیافه‌ی خود را به اندازه‌ی کافی زیبا و دوست داشتنی نمی بیند و منجر می شود به سمت انواع عمل‌های زیبایی روی بیاورد.

درخواست هایی در اندازه‌ی توان کودک

از فرزندتان درخواستی بیشتر از حد توانش نداشته باشید! کودکان اعتماد کامل به والدین خود دارند و تمام تلاش خود را می کنند تا رضایت آنان را به دست آورند تا بیشتر مورد محبت قرار بگیرند. پس اگر پدر و مادر درخواستی از کودک بکنند، کودک تلاش می کند خواسته‌ی آنان را زمین نزند. اما اگر درخواست بیش از حد توان کودک باشد و در این راه شکست بخورد، خود را سرزنش میکند و احساس می کند لیاقت عشق آنان را ندارد. زندگی با چنین والدینی بسیار سخت است. چرا که فرزند باید مدام درحال دویدن برای تامین خواسته‌ی والدین باشد. اگر هم شکست بخورد، افسرده و نا امید خواهد شد. این رفتار نه تنها به پدر و مادر، بلکه به فرزند نیز آسیب میزند و او را از لذت بردن از زندگی محروم می کند.

عدم سرکوب احساسات

گاهی اوقات والدین کودک را به خاطر رفتاری که انجام می دهد، سرزنش می کنند. به عنوان مثال به کودک خود می گویند :” پسر که گریه نمی کنه”، ” تو که دیگه بچه نیستی”، ” تو دیگه مرد یا خانم شدی،بزرگ شدی”، ” گریه نکن” و … این جملات نه تنها برای کودک آموزنده نیستند و او را آرام نمی کنند بلکه باعث سرکوب احساسات او نیز می شوند. هرچه کودک بیشتر احساسات خود را سرکوب کند، منزوی تر خواهد شد. این افراد در بزرگسالی قادر نیستند به خوبی احساسات خود را بروز دهند. یا به حدی احساسات خود مثلا خشم را در خود نگه می دارند که به ناگاه منفجر می شوند و به بدترین شکل از کوره در می روند.

سخن پایانی

رفتار والدین بر نوزاد و کودک قبل از بارداری و حتی پیشتر از آن تاثیر گذار خواهد بود. کودکان آینه‌ی رفتارهای والدین خود هستند. اگر بخواهیم فرزندی با شخصیتی کامل و بدون عیب و نقص تربیت کنیم، باید از خیلی قبل تر از تولد کودک بر روی رفتار و تفکرات خود کار کنیم. والدین موفق همواره در حال یادگیری و اصلاح تفکرات و اشتباهات خود هستند. والدین موفق در راه خود پشتکار دارند و در عین رفتار دوستانه‌ای که با کودک دارند، اقتدار خود را نیز حفظ می کنند. برای اینکه بتوانیم در تربیت کودک خود موفق باشیم، تنها نیاز است که اگاهی و اطلاعات خود را افزایش بدهیم و آن اطلاعات را در زندگی خود پیاده کنیم.